پس الیهو تکلم نموده، گفت:۱1
«ای حکیمان سخنان مرا بشنوید، و‌ای عارفان، به من گوش گیرید.۲2
زیرا گوش، سخنان را امتحان می‌کند، چنانکه کام، طعام را ذوق می‌نماید.۳3
انصاف را برای خود اختیار کنیم، و درمیان خود نیکویی را بفهمیم.۴4
چونکه ایوب گفته است که بی‌گناه هستم. و خدا داد مرا از من برداشته است.۵5
هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شده‌ام، و هرچند بی‌تقصیرم، جراحت من علاج ناپذیر است.۶6
کدام شخص مثل ایوب است که سخریه را مثل آب می‌نوشد۷7
که در رفاقت بدکاران سالک می‌شود، و با مردان شریر رفتار می‌نماید.۸8
زیرا گفته است انسان رافایده‌ای نیست که رضامندی خدا را بجوید.۹9
پس الان‌ای صاحبان فطانت مرا بشنوید، حاشااز خدا که بدی کند. و از قادرمطلق، که ظلم نماید.۱۰10
زیرا که انسان را به حسب عملش مکافات می‌دهد، و بر هرکس موافق راهش می‌رساند.۱۱11
وبه درستی که خدا بدی نمی کند، و قادر مطلق انصاف را منحرف نمی سازد.۱۲12
کیست که زمین رابه او تفویض نموده، و کیست که تمامی ربع مسکون را به او سپرده باشد.۱۳13
اگر او دل خود رابه وی مشغول سازد، اگر روح و نفخه خویش رانزد خود بازگیرد،۱۴14
تمامی بشر با هم هلاک می‌شوند و انسان به خاک راجع می‌گردد.۱۵15
پس اگر فهم داری این را بشنو، و به آواز کلام من گوش ده.۱۶16
آیا کسی‌که از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود؟ و آیا عادل کبیر را به گناه اسنادمی دهی؟۱۷17
آیا به پادشاه گفته می‌شود که لئیم هستی، یا به نجیبان که شریر می‌باشید؟۱۸18
پس چگونه به آنکه امیران را طرفداری نمی نماید ودولتمند را بر فقیر ترجیح نمی دهد. زیرا که جمیع ایشان عمل دستهای وی‌اند.۱۹19
درلحظه‌ای در نصف شب می‌میرند. قوم مشوش شده، می‌گذرند، و زورآوران بی‌واسطه دست انسان هلاک می‌شوند.۲۰20
«زیرا چشمان او بر راههای انسان می‌باشد، و تمامی قدمهایش را می‌نگرد.۲۱21
ظلمتی نیست و سایه موت نی، که خطاکاران خویشتن را درآن پنهان نمایند.۲۲22
زیرا اندک زمانی بر احدی تامل نمی کند تا او پیش خدا به محاکمه بیاید.۲۳23
زورآوران را بدون تفحص خرد می‌کند، ودیگران را به‌جای ایشان قرار می‌دهد.۲۴24
هرآینه اعمال ایشان را تشخیص می‌نماید، و شبانگاه ایشان را واژگون می‌سازد تا هلاک شوند.۲۵25
به‌جای شریران ایشان را می‌زند، در مکان نظرکنندگان.۲۶26
از آن جهت که از متابعت اومنحرف شدند، و در همه طریقهای وی تامل ننمودند.۲۷27
تا فریاد فقیر را به او برسانند، و اوفغان مسکینان را بشنود.۲۸28
چون او آرامی دهدکیست که در اضطراب اندازد، و چون روی خودرا بپوشاند کیست که او را تواند دید. خواه به امتی خواه به انسانی مساوی است،۲۹29
تا مردمان فاجرسلطنت ننمایند و قوم را به دام گرفتار نسازند.۳۰30
لیکن آیا کسی هست که به خدا بگوید: سزایافتم، دیگر عصیان نخواهم ورزید.۳۱31
و آنچه راکه نمی بینم تو به من بیاموز، و اگر گناه کردم باردیگر نخواهم نمود.۳۲32
آیا برحسب رای تو جزاداده، خواهد گفت: چونکه تو رد می‌کنی پس تواختیار کن و نه من. و آنچه صواب می‌دانی بگو.۳۳33
صاحبان فطانت به من خواهند گفت، بلکه هرمرد حکیمی که مرا می‌شنود۳۴34
که ایوب بدون معرفت حرف می‌زند و کلام او از روی تعقل نیست.۳۵35
کاش که ایوب تا به آخر آزموده شود، زیرا که مثل شریران جواب می‌دهد.۳۶36
چونکه برگناه خود طغیان را مزید می‌کند و در میان مادستک می‌زند و به ضد خدا سخنان بسیارمی گوید.»۳۷37